شیخ بابا . گذزی بر زندگی نامه شیخ بابا سعید برزنجی و دیوان اشعارت ایشان
ظارف هر ظرف استادی ازل............ناقش هر نقشی او هم بی خلل
تو به ظاهر بینی عین ذره ها..........افتاب است در دل هر ذره ها
در درون ذره باشد افتاب..............نزذ عقلسهو اید این جواب
لیک اندر چشم عشق عاشقان..........حق توان دیدعیان اندر عیان
و یا می فرماید
این دو رنگی در دو رنگ تست.............رنگ بی رنگی همه در رنگ تست
و یا می فرماید..
لوح دل هر نقشی نقش دارد او.........هر کسی بیند همان بنگارد او
به الفاظ ان الحق میکنم اثبات منصوری..... به معنی سلطنت دارم ولی بردار میگردم
و یا در شعر دیگری می فرماید...
به نزد ان فقیرکی که به زیر بود پوستکی.....زعشق تو شهیدکی برند به سوی دارکی
یا مثنوی خود می فرماید.....
مشو از نی بشنو از اغاز ذات ........... تا چو موسی بشنوی از شش جهات
مشنو از نی بشنو از جان جهان ......... تا ز نای بشنوی اسرار ان
بشنو از ان نی که باشد او ز ذات.........نه از ان نی که بروید از نبات
نی منم نائی الست اید به گوش...........بی نعم قالو بلایش در خروش
نی نبات است و نائی از حیات ..............ذات او باشد به معنی در صفات
ظارف هر ظرف و استاد ازل..................ناقش هر نقش و او هم بی خلل
عاکس ومعکوس و عکس و معتکس.........جمله یک باشد شعاع و مقتبس
بگذر از هستی خود ای رشید..............خاک شو در بارگهش چون سعید![]()
و در پایان اینکه شیخ بابا سعید به دست ترکانی عثمانی در سال ۱۳۳۳-ق- به شهادت رسیدو خود ایشان سالها قبل از شهادت شهید شدن خود را به شعر پیش گویی فرمود بود..
برندکسی بدارکی زعشق روی یارکی....ندارمش قرارکی کنم به او گذارکی
تو ماه روی عیدکی بروی من سعیدکی....زعشق تو شهیدکی برند به سوی دارکی
ویا می فرماید..
به الفاظ انا الحق میکنم اثبات منصوری...به معنی سلطنت دارم ولی بر دار می گردم
ویا می فر ماید
میزن لفظ انا الحق و اصلان کوی تو ....کشته منصور است سعیدم بر سریری داردار